محمد مفيد مستوفى بافقى

51

جامع مفيدى ( فارسى )

زلال دولت و اقبال نموده ابواب فرح و شادمانى بر روى روزگار خود برگشايد . لاجرم مكاتبات مخالصت آيات با تحف و هدايا به يزد نزد آن حضرت فرستاده التماس اين ملتمس نمود . شاه نعيم الدين نعمت اللّه در جواب فرمانفرماى ايران نوشت كه ما را در اين ايام سفر حجاز و يثرب در پيش است و داعيهء گزاردن « 1 » حج اسلام و تقبيل عتبات عاليات اجداد عظام [ 44 ب ] در خاطر ، انشاء اللّه تعالى بعد از دريافت اين توفيق اگر ارادهء ازلى تعلق گرفته باشد در آذربايجان ملاقات واقع گشته آنچه متضمن « 2 » خاطر عالى بوده باشد صورت خواهد يافت . و با طايفه‌اى از مخلصان و هواخواهان قدم در راه نهاده متوجه حرم محترم « وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » گرديد ، شعر : گران‌مايه شاه توكل نهاد * قدم در طريق توكل نهاد دل روشنش پر ز نور حضور * بيابان از آن ديده درياى نور پس از رسيدن به مقصد و اداى مناسك حج و دريافت شرف طواف روضهء مقدسهء نبويه عليه و آله تحف الصلاة و التحية عنان مراجعت از راه دياربكر و آذربايجان معطوف ساخته چون دار السلطنهء تبريز از يمن مقدم شريفش غيرت - افزاى گنبد گردون شد ميرزا جهانشاه بغايت مبتهج و مسرور گرديد ، و بحصول مقاصد صورى و معنوى اميدوار شده طريقهء حسن ارادت بجاى آورد [ 45 الف ] و پس از گذشتن چند روز صبيهء خود را كه بلقيس اوج عزت و پرده‌نشين سرادق عفت بود در سلك ازدواج آن حضرت انتظام داد ، شعر : جهانشاه از كمال حسن اخلاص * فرستادش بخلوت‌خانهء خاص سمنبر دخترى صاحب‌جمالى * زليخاصورتى مريم‌خصالى و شاه ثانى با آن صاحبهء بلقيس مرتبه چندگاه در تبريز قرين اعزاز و احترام اوقات ميمنت انجام بگذرانيد . بعد از آن به مقتضاى حديث « حب الوطن من الايمان » متوجه خطهء يزد گشته كرّت ديگر ظلال افضال بر مفارق مهجوران شكسته‌بال مبسوط گردانيد .

--> ( 1 ) - اصل گذاردن ( 2 ) - چاپ اوبن : متضمن حصول ارادهء خاطر مالى